نواي طرب
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: محمود عمادی - شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳٩۳

سلام بر دوستان و همراهان دیرآشنا،

امروز می‌خواهم اولین یادداشت سال 1393 را تقدیم محضرتان کنم. تصدیق می‌فرمایید که آدمی ارادتمند حضرت سعدی باشد و با یاد او آغاز نکند عین بی سلیقگی است. پس رخصت دهید غزلی نغز از حضرتش را پیشکش نمایم که جناب شجریان آن را در دشتی اجرا کرده‌اند. این آواز ملکوتی در برنامه موسیقی ایرانی پخش شده است:

 

عمری به بوی یاری بردیم انتظاری

زان انتظار ما را نگشود هیچ کاری

 

از دولت وصالش حاصل نشد مرادی

از محنت فراقش بر دل بماند باری

 

هر دم غم فراقش بر دل نهاد دردی

هر لحظه دست هجرش در دل شکست خاری

 

ای زلف تو کمندی، ابروی تو کمانی

ای قامت تو سروی، وی روی تو بهاری

 

دانم که فارغی تو از حال و درد سعدی

او را در انتظارت خون شد به دیده جاری

 

دریاب عاشقان را کافزون کند صفا را

بشنو تو این سخن را کاین یادگار داری **

 

** این بیت در آواز نیامده است.

نویسنده: محمود عمادی - سه‌شنبه ۱۳ اسفند ،۱۳٩٢

سلام، در میانه اسفند هستیم و بهار ظاهرا شتابان رخ می‌نمایاند. به همین بهانه شعری بهاری از لسان‌الغیب را تقدیمتان می‌کنم که جناب شجریان آن را با همنوازی سنتور استاد پایور، تار استاد هوشنگ ظریف، کمانچه استاد رحمت بدیعی و تمبک استاد محمد اسماعیلی در برنامه گلهای تازه 187 اجرا کرده‌اند. این غزل البته در یکی از برنامه‌های موسیقی ایرانی نیز اجرا و پخش شده است. و هر دو اجرا در ماهور بوده است:

 

صبا به تهنیت پیر می‌فروش آمد

که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد

 

هوا مسیح نفس گشت و باد، نافه‌گشای

درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد

 

تنور لاله چنان برفروخت باد بهار

که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد

 

به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش

که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد **

 

ز فکر تفرقه باز آی تا شوی مجموع

به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد **

 

ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد

چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد

 

چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس

سر پیاله بپوشان که خرقه‌پوش آمد

 

ز خانقاه به میخانه می‌رود حافظ

مگر ز مستی زهد ریا به هوش آمد

 

** این ابیات در آواز نیامده است.

نویسنده: محمود عمادی - جمعه ٢٩ اردیبهشت ،۱۳٩۱

سلام و ایام به کام.

در واپسین ساعت های اردیبهشت گرامی، غزلی تقدیم محضرتان می کنم از لسان الغیب که جناب شجریان آن را با همنوازی تار استاد مجد و سه تار استاد عبادی در ابوعطا اجرا کرده اند. این اثر در برنامه موسیقی ایرانی عرضه شده است.

 

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد

عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد

 

ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد

چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

 

این تطاول که کشید از غم هجران بلبل

تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد

 

گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگیر

مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد **

 

ای دل از عشرت امروز به فردا فکنی

مایه نقد بقا را که ضمان خواهد شد **

 

ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید

از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد **

 

گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت

که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد

 

مطربا مجلس انس است غزل خوان و سرود

چند گویی که چنین رفت و چنان خواهد شد **

 

حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود

قدمی نه به وداعش که روان خواهد شد **

** این ابیات در آواز نیامده است.

نویسنده: محمود عمادی - شنبه ۱۸ آبان ،۱۳۸٧

سلام،

در سالیان خاطره انگیز دهه ۵٠ شمسی که برنامه موسیقی ایرانی رادیو ، برنامه‌هایی فخیم از موسیقی اصیل ایرانی را پخش می‌کرد، اجرایی از غزل رهی معیری در سه‌گاه توسط استاد شجریان به گوش نیوشندگان رسید که آهنگسازی آن با آقای همایون خرم و نوازندگی آن نیز با ایشان و جناب حسن ناهید بوده است:

 

چون زلف توام جانا در عین پریشانی

چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی

 

من خاکم و من گردم، من اشکم و من دردم

تو مهری و تو نوری، تو عشقی و تو جانی

 

خواهم که تو را در بر بنشانم و بنشینم

تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی

 

ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی

من چشم تو را مانم، تو اشک مرا مانی

 

در سینه سوزانم مستوری و مهجوری

در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی

 

من زمزمه عودم، تو زمزمه پردازی

من سلسله موجم، تو سلسله جنبانی

 

از آتش سودایت دارم من و دارد دل

دلقی که نمی‌بینی، دردی که نمی‌دانی

 

دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم

کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی

 

ای چشم رهی سویت کو چشم رهی جویی

روی از من سرگردان شاید که نگردانی

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :