شعر و شجریان (321)

سلام، سال نو مبارک

ما ایرانیان در هنگامه تحویل سال جدید تفالی به دیوان لسان‌الغیب می‌زنیم و شگون سال پیش رو را از او طلب می‌کنیم. اجازه دهید به همین سیاق به عنوان اولین یادداشت سال نو امروز غزلی از حضرتش را تقدیم محضرتان کنم که استاد شجریان در میان شور اهالی کنسرت دوبی در سال 89 آن را در ماهور زمزمه کرده‌اند. ناگفته نماند که این غزل با همنوازی نی استاد محمد موسوی و تار استاد محمدرضا لطفی در محفلی خصوصی در ماهور اجرا شده است. به امید آن که سال 92 برای همگان چنین باشد که لسان‌الغیب می‌گوید:

 

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند

 

من ار چه در نظر یار خاکسار شدم

رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند

 

چو پرده‌دار به شمشیر می‍زند همه را

کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند

 

چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است

چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند

 

سرود مجلس جمشید گفته‌اند این بود

که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند

 

غنیمتی شمر ای شمع، وصل پروانه

که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند

 

توانگرا دل درویش خود به دست آور

که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند

 

بدین رواق زبرجد نوشته‌اند به زر

که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند

 

ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ

که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند

/ 0 نظر / 17 بازدید