شعر و شجریان (373)

سلام. روزهای باران خیز پاییزی شما به نیکی باد.

خاطره انگیز خواهد بود اگر در جوار صدای ریزش قطرات باران پاییزان نیوشنده آوای روح‌نواز استاد شجریان باشید آن‌گاه که غزلی از حضرت حافظ را در دو محفل خصوصی یک بار با همنوازی نی و ویولن و دیگر بار با همنوازی نی استاد محمد موسوی در ماهور چنین زمزمه می‌کند:

 

خم زلف تو دام کفر و دین است

ز کارستان او یک شمه این است

 

جمالت معجز حسن است لیکن

حدیث غمزه‌ات سحر مبین است

 

ز چشم شوخ تو جان کی توان برد

که دائم با کمان اندر کمین است

 

بر آن چشم سیه صد آفرین باد

که در عاشق کشی سحر آفرین است

 

عجب علمی است علم هیئت عشق

که چرخ هشتمش هفتم زمین است

 

تو پنداری که بدگو رفت و جان برد

حسابش با کرام الکاتبین است

 

مشو حافظ ز کید زلفش ایمن

که دل برد و کنون دربند دین است

/ 0 نظر / 10 بازدید