شعر و شجریان (346)

سلام، اسفندگاهان که فرا می‌رسد بوی بهاران نیز به مشام می‌رسد. امید که این اسفند طلیعه بهاری پر برکت باشد. آنچه امروز تقدیم محضرتان می‌کنم غزلی است از حضرت حافظ که جناب شجریان آن را در سال 1364 و در منزل شادروان ادیب خوانساری با همنوازی نی شادروان استاد کسایی اجرا کرده‌اند. این زمزمه‌ها در بیات زند و به بهانه سالگرد درگذشت ادیب نیشابوری بوده است.

 

یا رب سببی ساز که یارم به سلامت

باز آید و برهاندم از بند ملامت

 

خاک ره آن یار سفر کرده بیارید

تا چشم جهان بین کنمش جای اقامت

 

فریاد که از شش جهتم راه ببستند

آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت

 

امروز که در دست توام مرحمتی کن

فردا که شوم خاک، چه سود اشک ندامت

 

ای آن که به تقریر و بیان دم زنی از عشق

ما با تو نداریم سخن، خیر و سلامت

 

درویش مکن ناله ز شمشیر احبا

کاین طایفه از کشته ستانند غرامت

 

در خرقه زن آتش که خم ابروی ساقی

بر می‌شکند گوشه محراب امامت

 

حاشا که من از جور و جفای تو بنالم

بیداد لطیفان همه لطف است و کرامت

 

کوته نکند بحث سر زلف تو حافظ

پیوسته شد این سلسله تا روز قیامت

/ 1 نظر / 40 بازدید
امینی

با سلام، باید ذکر کنم که این برنامه در سال 1362 به مناسبت اولین سالگرد درگذشت زنده یاد استاد ادیب خوانساری در منزل ایشان با حضور تعداد بیشماری از استادان هنر و ادب و موسیقی برگزار شد.