شعر و شجریان (374)

سلام بر همه ارادتمندان آستان ادب پارسی

در مجال امروز غزلی را تقدیم محضرتان می‌کنم از حضرت سعدی که جناب شجریان ابیاتی از آن را در جریان اجرای کنسرت معمای هستی در سال 1376 و در شور زمزمه کرده‌اند. این قسمت از کنسرت در آلبوم معمای هستی عرضه نشده است. شایان ذکر است همنوازان این اجرا استاد محمدرضا لطفی (تار)، عبدالنقی افشارنیا (نی) و همایون شجریان (تمبک) بوده‌اند.

 

گر به رخسار چو ماهت صنما می‌نگرم

به حقیقت اثر لطف خدا می‌نگرم

 

تا مگر دیده ز روی تو بیابد اثری

هر زمان صد رهت اندر سر و پا می‌نگرم **

 

تو به حال من مسکین به جفا می‌نگری

من به خاک کف پایت به وفا می‌نگرم **

 

آفتابی تو و من ذره مسکین ضعیف

تو کجا و من سرگشته کجا می‌نگرم **

 

سر زلفت ظلمات است و لبت آب حیات

در سواد سر زلفت به خطا می‌نگرم

 

هندوی چشم مبیناد رخ ترک تو باز

گر به چین سر زلفت به خطا می‌نگرم **

 

راه عشق تو دراز است ولی سعدی‌وار

می‌روم از سر حسرت به قفا می‌نگرم **

 

** این ابیات در آواز نیامده است.

/ 0 نظر / 26 بازدید